تبليغاتX
▌▌ مثل سیــگار ،بعدِ چای▌▌ - سراب مغتنم ... .

▌▌ مثل سیــگار ،بعدِ چای▌▌

●▌▌ ● یا برعکـــــــس ●▌▌ ●







::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::




صبوری می کنم شاید ، به چشم خسته خــــواب آید

مگــــر در وادی رویا ، از او ردّی به خـــواب آید

،؛،

خیال لعل شیرینش ، نرفت از سر به مِــی خواری

کجا درمان این مجنون ، به تلخی چون شــراب آید

،؛،

هــــوای سجده گــــر دارم ، رخ او قبله گــــردانم

نمـــازی این چنین بــاطل ، در این مسجد ثواب آید

،؛،

به قــــــرنی بعد هجرانش ، اگر میرم جـــوانمرگم

معـــاذالله دمـــی بی او ، به عمـــرم گر حساب آید

،؛،

سفر تقدیـــر یارم بود ، ولی حرف از وفــا هم بود

نـــدانستم در این منـــزل ، همه نقشــی بــر آب آید

،؛،

جـــوانی را هــــدر دادم ، دریغ از بخت گمــراهم

گمـــان بردم که با مهرش ، تب و تاب شبــــاب آید

،؛،

خداونـــــدا گنــه کاری ، که این شد رسم دلــداری

نشد یک چشمه دل پیـــدا ، مگر در پـی سراب آید

،؛،

چه رنجی از غزل بردم ، نه قـالب نیست بر دردم

که آنـــی شرح این غم را ، نیــــــاز صد کتاب آید

،؛،

گــــذشت ایـّــام پر آبی ، به نهـرعــاشقی کــــــاوا

صبوری پیشه کن شاید ، به جــوی خشکت آب آید




پ.ن :

            دو تا بیت اضافه شده حالشو ببرید ... .






KAWA | |


Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Subscribe to Feed